محله آخونی .... آخینی
محله پدری و ریشه های زندگی ام
نويسندگان

[ یکشنبه 27 مرداد 1392 ] [ 01:26 ] [ akhuni ]

حکم کمربند قهوه ای آقا پیمان فتحی - فرزند برومند علی آقا

[ پنج‌شنبه 24 مرداد 1392 ] [ 16:48 ] [ akhuni ]

پدر محترم آقا پیمان و احمدآقا و احد آقا فتحی

[ پنج‌شنبه 24 مرداد 1392 ] [ 16:45 ] [ akhuni ]

هم محله ای ساکن سردرود  - ( فرزند مرحوم آقا میرزامحمد )

[ سه‌شنبه 22 مرداد 1392 ] [ 20:09 ] [ akhuni ]

 

داستان جالب مرگ

مردی نشسته بود داشت تلویزیون میدید که یهو مرگ اومد سراغش ...

مرگ گفت : الان نوبت توئه که ببرمت ...

مرد یه کم آشفته شد و گفت : داداش اگه راه داره بیخیال ما بشو بذار واسه بعدا ...

مرگ : نه اصلا راه نداره. همه چی طبق برنامست.طبق لیست من ، الان نوبت توئه

مرد گفت : حداقل بذار یه شربت بیارم خستگیت در بره بعد جونمو بگیر ...

مرگ قبول کرد و مرد رفت شربت بیاره...

توی شربت ۲ تا قرص خواب خیلی قوی ریخت ...

مرگ وقتی شربته رو خورد به خواب عمیقی فرو رفت...

مرد وقتی مرگ خواب بود لیستو برداشت اسمشو پاک کرد و نوشت آخر لیست

و منتظر شد تا مرگ بیدار شه ...


مرگ وقتی بیدار شد گفت : دمت گرم داداش حسابی حال دادی خستگیم در رفت !

بخاطر این محبتت منم بیخیال تو میشم و میرم از آخر شروع به جون گرفتن میکنم !

 

[ شنبه 19 مرداد 1392 ] [ 01:26 ] [ akhuni ]

 

( زنى كه در هر کاری بسم الله الرحمن الرحيم می گفت )

   در تحفةالاخوان حكايت شده است :

   مردى منافق زن مؤمنى داشت كه در تمام امور خود به اسم باریتعالى مدد می جست و در

  هر كار «بسم الله الرحمن الرحيم» می گفت . 

  شوهرش از  توسل و اعتقاد او به بسم الله بسيار خشمناک می شد و از منع او چاره نداشت 

  تا آنكه روزى كيسه كوچكى از زر را به آن زن داد و گفت او را نگاه بدارد !

  زن كيسه را گرفت و آن را در پارچه اى پيچيد و آن را با گفتن «بسم الله الرحمن الرحيم» در 

  مكانى پنهان نمود . 

  فرداى آن روز شوهرش كيسه را سرقت نمود و به دريا انداخت تا آنكه او را بى اعتقاد و

  شرمنده  كند  .

  پس از انداختن كيسه در دريا به دكان خود نشست  .  در بين روز صيادى دو ماهى  بزرگ

آورد که بفروشد .  مرد منافق آن دو ماهى را خريد و به منزل خود فرستاد كه زنش غذايى

  از براى شب او طبخ كند .

  چون زن شكم يكى از آن ماهيان را پاره نمود كيسه را درميان شكم ماهی ديد !

  بسم الله گفت و آن را برداشت و در مكان اوّل گذاشت . چون شب شد و شوهرش به منزل آمد

  زن ماهيان بريان را نزد او حاضر ساخته، تناول نمودند .آنگاه مرد گفت: كيسه زر را كه نزدت

   به امانت گذاشتم بياور . آن زن برخاسته «بسم الله ا لرحمن الرحيم» گفت و کیسه  را در

  پيش شوهرش گذاشت . مرد از مشاهده کیسه بسيار تعجب نموده و از این کار شگفت انگیز

  سجده الهى را به جاى آورد و از جمله  مؤمنان گرديد .

[ شنبه 19 مرداد 1392 ] [ 01:23 ] [ akhuni ]


 

گویند روزی دزدی در راهی ، بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و  دعایی نیز همراه آن

پیوست بود . آن شخص صاحب بسته را جسته و آنرا به صاحبش برگرداند .  

  او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی ؟ گفت :      

صاحب آن مال عقیده داشته که این دعا مال او را حفظ می کند که دعا را به دستمال بسته بود.         

من دزد مال او هستم ، نه دزد دین او ، اگر آن را پس نمی دادم و درعقیده صاحب آن مال خللی

می یافت آن وقت من دزد باورهای او نیز بودم و  این کار دور از انصاف است .

                                                             «کشف الاسرار»
[ شنبه 19 مرداد 1392 ] [ 01:16 ] [ akhuni ]

دعای امام زمان (ع)  کلیات مفاتیح الجنان با ترجمه استاد حسین انصاریان :

اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَةِ وَ بُعْدَ الْمَعْصِیَةِ وَ
صِدْقَ النِّیَّةِ وَ عِرْفَانَ الْحُرْمَةِ وَ أَکْرِمْنَا بِالهُدَى وَ
الاسْتِقَامَةِ وَ سَدِّدْ أَلْسِنَتَنَا بِالصَّوَابِ وَ الْحِکْمَةِ وَ امْلَأْ
قُلُوبَنَا بِالْعِلْمِ وَ الْمَعْرِفَةِ وَ طَهِّرْ بُطُونَنَا مِنَ الْحَرَامِ وَ
الشُّبْهَةِ وَ اکْفُفْ أَیْدِیَنَا عَنِ الظُّلْمِ وَ السِّرْقَةِ وَ اغْضُضْ
أَبْصَارَنَا عَنِ الْفُجُورِ وَ الْخِیَانَةِ وَ اسْدُدْ أَسْمَاعَنَا عَنِ
اللَّغْوِ وَ الْغِیبَةِ وَ تَفَضَّلْ عَلَى عُلَمَائِنَا بِالزُّهْدِ وَ
النَّصِیحَةِ وَ عَلَى الْمُتَعَلِّمِینَ بِالْجُهْدِ وَ الرَّغْبَةِ وَ عَلَى
الْمُسْتَمِعِینَ بِالاتِّبَاعِ وَ الْمَوْعِظَةِ وَ عَلَى مَرْضَى الْمُسْلِمِینَ
بِالشِّفَاءِ وَ الرَّاحَةِ وَ عَلَى مَوْتَاهُمْ بِالرَّأْفَةِ وَ الرَّحْمَةِ،


ترجمه : خدایا ، توفیق فرمانبرى ، و دورى از نافرمانى ، و درستى نهاد و شناخت واجبات را
روزى ما بدار و ما را به هدایت و پایدارى گرامى دار، و زبانمان را به راستگویى و
حکمت استوار ساز، و دلهایمان را از دانش و بینش پر کن ، و شکمهایمان را از حرام و شبهه
پاک فرما ، و دستانمان را از ستم و دردى بازدار و دیدگانما را از ناپاکى و خیانت فرو
بند، و گوشهایمان را از شنیدن بیهوده و غیبت ببند، و و بر دانشمندانمان زهد و
خیرخواهى و بر دانش‏ آموزان تلاش و شوق، و بر شنوندگان پیروى و پندآموزى، و بر بیماران
شفا و آرامش،و بر مردگان‏ مهر و رحمت .

*******************************
وَ عَلَى مَشَایِخِنَا بِالْوَقَارِ وَ السَّکِینَةِ وَ عَلَى الشَّبَابِ
بِالْإِنَابَةِ وَ التَّوْبَةِ وَ عَلَى النِّسَاءِ بِالْحَیَاءِ وَ الْعِفَّةِ وَ
عَلَى الْأَغْنِیَاءِ بِالتَّوَاضُعِ وَ السَّعَةِ وَ عَلَى الْفُقَرَاءِ
بِالصَّبْرِ وَ الْقَنَاعَةِ وَ عَلَى الْغُزَاةِ بِالنَّصْرِ وَ الْغَلَبَةِ وَ
عَلَى الْأُسَرَاءِ بِالْخَلاصِ وَ الرَّاحَةِ وَ عَلَى الْأُمَرَاءِ بِالْعَدْلِ
وَ الشَّفَقَةِ وَ عَلَى الرَّعِیَّةِ بِالْإِنْصَافِ وَ حُسْنِ السِّیرَةِ وَ
بَارِکْ لِلْحُجَّاجِ وَ الزُّوَّارِ فِی الزَّادِ وَ النَّفَقَةِ وَ اقْضِ مَا
أَوْجَبْتَ عَلَیْهِمْ مِنَ الْحَجِّ وَ الْعُمْرَةِ بِفَضْلِکَ وَ رَحْمَتِکَ یَا
أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ

ترجمه :

و بر پیران متانت و آرامش، و بر جوانان بازگشت و توبه‏ و بر زنان حیا و
پاکدامنى و بر ثروتمندان فروتنى و گشادگى، و بر تنگدستان شکیبایى‏ و قناعت، و بر
جنگجویان نصر و پیروزى، و بر اسیران آزادى و راحتى،و بر حاکمان دادگسترى و دلسوزى

و بر زیردستان انصاف و خوشرفتارى تفضّل فرما، و حاجیان‏ و زیارت‏کنندگان را در زاد و
خرجى برکت ده، و آنچه را بر ایشان از حج و عمره واجب کردى توفیق اتمام عنایت کن به

                      فضل و رحمتت اى مهربان‏ترین مهربانان .        ( التماس دعا )

 

[ شنبه 19 مرداد 1392 ] [ 00:59 ] [ akhuni ]

[ پنج‌شنبه 17 مرداد 1392 ] [ 01:24 ] [ akhuni ]

مرحوم حاج حمید تقی پور - آقاکریم فرحناک و برادرزاده اش و محمدباقر آقا

 

[ پنج‌شنبه 17 مرداد 1392 ] [ 01:18 ] [ akhuni ]

جلوی قهوه خانه حسن آباد

[ چهارشنبه 16 مرداد 1392 ] [ 00:08 ] [ akhuni ]

آقایان : دکترمحمود علیپور نیاز -حاج اکبر محمد علی زاده -مرحوم صابر نیک نیاز -

محمدعلی نیک نیاز -مرحوم عسگر پورنیازی - حمید حقیقیان

[ چهارشنبه 16 مرداد 1392 ] [ 00:04 ] [ akhuni ]

آقای حاج اسماعیل عظیمی فلاحی - ابوی آقا محمد

پشت سر ایشان کوره آجرپزی جنب شهرک امام که دودکش آن پیداست

 

[ سه‌شنبه 15 مرداد 1392 ] [ 23:58 ] [ akhuni ]

[ سه‌شنبه 15 مرداد 1392 ] [ 23:56 ] [ akhuni ]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

[ دوشنبه 14 مرداد 1392 ] [ 00:54 ] [ akhuni ]
.: Weblog Themes By Iran Skin:.

دربارهوبلاگ

محله یادگارهای پدری ام ، آخونی .
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران