|
محله آخونی .... آخینی محله پدری و ریشه های زندگی ام
| ||
[ سهشنبه 23 مرداد 1403 ] [ 12:20 ] [ akhuni ]
آقایان: بهمن شیرین زاده - مرحوم جواد اولاد علی(پدریونس بقال) - محمد فرقه قراملکی(دهه 50) روبروی یونس بقال فعلی - محل سابق " چشمه قیر ایاخ " که دیوار و پایه اش دیده می شود ( محل درب هنرستان فعلی )
[ سهشنبه 23 مرداد 1403 ] [ 11:35 ] [ akhuni ]
دهه چهل و آقایان : رضا وندا - قلی .... - احمد زینالی -مرحوم محمد زینالی ( و پشت سر،آقای زینال ابراهیمی آژیری برادر قاسم قهوه چی )
[ سهشنبه 23 مرداد 1403 ] [ 11:35 ] [ akhuni ]
مرحوم آقایوسف عبدی بهروز(قهرمان تنیس آذربایجانشرقی)- آقاسیدجواد حیدرنژاد- آقامحمد اولیایی ( حیاط خانه مرحوم میرحسن آقا )
[ سهشنبه 23 مرداد 1403 ] [ 11:34 ] [ akhuni ]
مرحوم سیدآقا (میرحیدر) پدر محترم آقاسیدجواد و آقاسیدقادر حیدر نژاد آخونی
[ سهشنبه 23 مرداد 1403 ] [ 11:33 ] [ akhuni ]
عکسی کمیاب از بچه های محله آخونی ( حدود 45 سال پیش ) درست روبروی حاج علی بقال زیر درخت قره آغاش (روبروی محل کمندفیلم فعلی) پسرها از راست : محمدآقا روضه خوان(روی دوچرخه) -آقا رحیم اسماعیل پور - آقاسید مهدی رحیم نژاد - مرحوم آقای محمد علیدخت آخونی و مرحوم آقا سعید رسولی در میان آنها و جمعی از دختران کوچولوی آن زمان و مادران محترمه ی فعلی
[ سهشنبه 23 مرداد 1403 ] [ 11:32 ] [ akhuni ]
در اول جاده گیسوم - با دوستان در سفر شمال - مرداد 94
[ سهشنبه 23 مرداد 1403 ] [ 11:31 ] [ akhuni ]
شاخسی هیئت عزاداران سالار شهیدان محله آخونی - شب تاسوعا و عاشورا - محرم 94
تشریف فرمایی شهردار منطقه
خادم صادق و همیشگی امام حسین ع و موتورگردان هیئت
ملتمس دعای پاک شماها - آژیری [ سهشنبه 23 مرداد 1403 ] [ 11:29 ] [ akhuni ]
دو نفر همکار انتظامی اهل محله ، آقایان : صمد پورباقریان و حسن جعفری ارسی
[ چهارشنبه 13 تیر 1403 ] [ 13:40 ] [ akhuni ]
دوران ابتدایی مدرسه نوبری (عمار) - سنه 1366 در عکس آقایان : یوسف شهریور - میرحسن دلپاک را می توان شناخت .
ارسالی : آقای احد رسولی آژیری [ چهارشنبه 13 تیر 1403 ] [ 13:39 ] [ akhuni ]
سومین شهید از محراب آذربایجان آیه اله آقای حاج سید محمد علی آل هاشم ( رحمه الله علیه ) به همسنگرهای عزیزش پیوست
[ چهارشنبه 13 تیر 1403 ] [ 13:39 ] [ akhuni ]
عید الهی غدیر را به همه ی هم محله ای های عزیزم و تمام شیعیان جهان تبریک می گویم .
" ماجرای غدیر " در سال دهم هجرت پيامبر (ص) از طرف خداوند مأمور شدند تا دو مسئله مهم
دين اسلام را به مردم ابلاغ نمايند و آن دو مسئله عبارت بودند از :
حج و ولايت و خلافت دوازده امام (ع).
پس از اين اعلان مردم با عجله آماده خروج از مكه شدند.
بعد از اينكه افراد به محل غدير خم رسيدند پيامبر بر روي منبري كه در زير درخت
كهنسالي كه در آنجا بود ساخته بودند رفت و سپس دستور داد تا اميرالمومنين (ع)
را فراخواندند و دستور دادند بالاي منبر پيامبر و دست راست آن حضرت بايستد،
پس پيامبر منتظر ايستادند تا مردم كاملاً جمع شدندو آنگاه خطابه رسمي خود را بيان نمودند:
ايشان در اثناي خطبه دو عمل را انجام دادند ؛
در ابتدا پس از مقدمه چيني و ذكر مقام خلافت و ولايت اميرالمومنين(ع) ، براي
اينكه هرگونه شك و شبههاي را برطرف نموده باشند پس از شرح مقام ولايت به
صورت لساني حضرت علي(عليهالسلام) را جانشين خود خواندند و آن را بدينگونه
عنوان كردند كه:
«باطن قرآن و تفسير آن را براي شما بيان نميكند مگر اين كه كسي كه دست
او را ميگيرم و او را بلند ميكنم و بازويش را گرفته و او را بالا ميبرم»
سپس حضرت بازوان علي (ع) را گرفتند سپس فرمودند:
«هر كس من مولي و صاحب اختيار اويم اين علي مولي و صاحب اختيار اوست».
و اقدام عملي دوم حضرت پيامبر، بيعت گرفتن ازمردم بود،چون زياد بود و گرفتن بيعت
از آن جمعيت انبوه غيرممكن بود لذا ممكن بود كه افرادي به بهانههاي مختلف از
بيعت شانه خالي كنند، حضرت فرمودند به خاطر ازدحام جمعيت امكان
بيعتگرفتن از همه وجود ندارد اين سخن را كه من ميگويم تكرار كنيد و بگوييد:
«ما فرمان تو را از جانب خداوند كه درباره عليبنابيطالب و امامان و مريدانش به ما
رساندي اطاعت ميكنيم و به آن راضي هستيم، و با قلب و جان و زبان و دستمان
با تو بر اين مدعا بيعت ميكنيم...
عهد و پيمان در اينباره براي آنان از ما از قلبها و جانها و زبانها و ضماير و دستانمان
گرفته شد. هر كس با دستش توانست وگرنه با زبانش بدان اقرار كرده است».
وقتي كلام حضرت پايان يافت همه مردم سخن ايشان را تكرار نمودند و
بدينوسيله بيعت عمومي گرفته شد. در مراسم بيعت، پيامبر (ص) عمامه خود را
كه «سحاب» نام داشت، به عنوان تاج افتخار بر سر اميرالمومنين (ع) قرار دادند.
التماس دعای عزیزان [ چهارشنبه 13 تیر 1403 ] [ 13:37 ] [ akhuni ]
عکسی خاطره انگیز دیگر از قبل از انقلاب از راست آقایان : اسماعیل علیدوخت - مرحوم سرگرد سیدفخری - مرحوم حسن رسولی - محمد آقانژاد محمد فرقه قراملکی(ممدخیاط) - و نشسته آقای اکبر شادباف
[ سهشنبه 05 تیر 1403 ] [ 09:48 ] [ akhuni ]
عکسی زیبا و یادگار قبل از انقلاب - مغازه کفاشی آقااسماعیل از راست آقایان : بهروز بهروز آبادی - علی(سیروس) قیامی - بهروز قیامی - اسماعیل علیدوخت
[ سهشنبه 05 تیر 1403 ] [ 09:48 ] [ akhuni ]
ای شیعه بزن ناله و فریاد امشب 29 ذی القعده ، روز شهادت فرزند امام رضا ع ،
حضرت امام جواد( امام محمد تقی ع ) تسلیت باد
![]()
امام نهم شیعیان حضرت جواد(علیه السلام)در سال ۱۹۵هجری درمدینه تولدیافت.
نام آن بزرگوار محمد و معروف به جواد و تقی است . القاب دیگری مانند رضی و متقی
نیز داشته ولی تقی از همه معروفتر است.
امام محمد تقی (علیه السلام) هنگام وفات پدر ۸ ساله بود و پس از شهادت جانگداز
حضرت رضا ع مقام امامت به فرزند ارجمندش حضرت جوادالأئمه (علیه السلام)
انتقال یافت.
مأمون خلیفه عباسی که چون سایر خلفای بنیعباس از نفوذ باطنی امامان معصوم
علیهم السلام در بین مردم هراس داشت سعی کرد ابن الرضا را تحت مراقبت خاص
خویش قرار دهد که یکی از حیلههای وی برای اینکار ازدواج دخترش با امام بود.
*************
مأمون نخستین کاری که کرد، دختر خویش ام الفضل را به ازدواج حضرت امام جواد
(علیه السلام) درآورد تا مراقبی دائمی و از درون خانه، بر امام گمارده باشد
دلیل دیگری که مأمون دخترخود را به ازدواج امام درآوردکشاندن امام به سمت
خودبود،چرا که تصور می کرد امام با این وصلت مجذوب مادیات و جاه و مقام شده،
قداست وی خدشه دار و از راه اصلی منحرف، شیعیان متفرق شده و مأمون خود قوی
می شود . مأمون همچنین می خواست با این وصلت علویان را از اعتراض و قیام بر ضد
خود باز داشته، خود را دوستدار و علاقمند به آنان نشان دهد
******************************
امام جواد (علیه السلام) به سفر حج رفت و از آنجا به مدینه بازگشت و تا پایان خلافت
مأمون درآن شهرساکن بود.پس ازمرگ مأمون به دستور معتصم عباسی،در سال ۲۲۰
هجری قمری، به همراه همسرش ام الفضل، به بغداد رفت و بنابر برخی روایتها به
دستور معتصم مسموم شدودرهمان سال بشهادت رسید.امام نهم آخر ماه ذیقعده
سال ۲۲۰ هجری به سرای جاویدان شتافت . مزار مطهر وی در کاظمین است.
![]() [ جمعه 18 خرداد 1403 ] [ 23:09 ] [ akhuni ]
|
||
| [ طراحی : ایراناسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||